محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
678
خلد برين ( فارسى )
به سلمان خان نوادهء عبد الله خان استاجلو كرامت شد و در عوض حكومت مشهد معلى ايالت استراباد به مرتضى قلى خان نامزد و حكومت ولايت دامغان و بسطام و هزار جريب و الوسات اعراب عامرى علاوهء آن گرديد و شاهقلى سلطان قارنجه اوغلى را كه از اعاظم طايفهء استاجلو و به اصابت راى و تدبير ، بين الاقران ممتاز بود به حكومت ولايت جام و تابينى سلمان خان سرافراز فرمودند . و چون به رغم امراى و الا منزلت و اركان دولت ابد مدت ، معظمات امور خراسان مقرون به مصلحت سلطنت و الا فيصلپذير گرديد اعلام و الويهء ظفر طراز به صوب صواب عراق و آذربايجان در اهتزاز آمد . اما چون تخت آرايان دار الملك قضا در آن ولا اورنگ سلطنت و سرير پادشاهى را به جلوس شاهزادهء عالم و عالميان يعنى نواب گيتى ستان فردوس مكان زيب و بها مىدادند مجموع آن صلاح - انديشيها بىفايده و بى جا برآمده و اثرى بر شرايط مصالحه و لوازم آن مترتب نگرديد . و بعد از انتشار اين اخبار هركس از امراى نامدار و اعيان ديار خراسان كه در حين توجه موكب همايون پادشاهى به صوب صواب خراسان از راه دولتخواهى به استقبال اعلام جاه و جلال شتافته روى اميد از آستان اقبال آشيان شاهزادهء عالم و عالميان تافته بودند از امداد و معاونت خاقان عليين آشيان به يأس و حرمان منسوب گشته به فكر مآل حال و تلافى و تدارك خجالت و انفعال خود افتادند و دست توسل به عروة الوثقى دولت پايدار شاهزادهء و الا تبار استوار كرده ابواب مخالفت و نافرمانى بر روى دولت پادشاهى گشادند . و از امراى خراسان اول كسى كه سلسله جنبان مخالفت و عصيان گرديده ابواب موافقت را مسدود گردانيد حاكم سبزوار حسين بيك افشار ولد سوندوك بيك قورچى باشى زمان شاه جنت مكان بود كه به هنگام ورود موكب مسعود از عراق به آن حدود اظهار شاهيسونى و دولتخواهى كرده به استقبال موكب اقبال شتافته به سعى قلى بيك و قورچى باشى به دستور سابق به حكومت آن ولايت سرافراز